داشتم در مورد امامزاده
و دانه های تسبیح نقره ای ضریحش
فکر میکردم
اینکه تا حالا چندبار مریض شدم
و شفا داده مریضی هام رو
وقتی دکترها کاری از دستشون برنمیومد سالها
و نذرهایی که برای خیریه امامزاده داشتم
از خرما حلوا و کاکائو تا
تابلو نقاشی هایی که به خیریه امامزاده تقدیم کردم
هر وقت میرم امامزاده
خیلی حس خوبی بهم دست میده
یطور حس روحانی
و دانه های تسبیح نقره ای ضریحش
فکر میکردم
اینکه تا حالا چندبار مریض شدم
و شفا داده مریضی هام رو
وقتی دکترها کاری از دستشون برنمیومد سالها
و نذرهایی که برای خیریه امامزاده داشتم
از خرما حلوا و کاکائو تا
تابلو نقاشی هایی که به خیریه امامزاده تقدیم کردم
هر وقت میرم امامزاده
خیلی حس خوبی بهم دست میده
یطور حس روحانی