یادش بخیر سال 87 ،
بعد یه سال سخت درس خوندن
دانشگاه آزاد اسلامی مهندسی نرم افزار قبول شدم
سال 86 رو میرفتم مسجد مفید کتابخونه
تا ظهر درس می خوندم نماز می خوندم و نهار
بعدش دوباره تا عصر کتابخونه درس میخوندم
بعدش برمیگشتم خونه استراحت می کردم
ترم یک دانشگاه معدلم 17.5 بود ( خیلی خوب بود )
اما بعدش که سال 88 شلوغ شد ( جبنش سبز )
افت تحصیلی پیدا کردم
یادمه مسئول امتحانات اومد سر امتحان سرم داد زد
که میگفت عکس خودت هست روی کارت ورود به جلسه؟
فکر کنم من رو با چشم زشت بینی نگاه میکرد ( دید زشت بینی )
نمیدونم من رو چه شکلی میدید!
شاید بخاطر این باشه که در عکس آرایش داشتم
اما دانشگاه می رفتم آرایش نمیکردم!
یادش بخیر دوران دانشجویی ،
امیدوارم دوباره بتونم دانشجو بشم
و سال آخر درسم رو تموم کنم خدابخواد
بعد یه سال سخت درس خوندن
دانشگاه آزاد اسلامی مهندسی نرم افزار قبول شدم
سال 86 رو میرفتم مسجد مفید کتابخونه
تا ظهر درس می خوندم نماز می خوندم و نهار
بعدش دوباره تا عصر کتابخونه درس میخوندم
بعدش برمیگشتم خونه استراحت می کردم
ترم یک دانشگاه معدلم 17.5 بود ( خیلی خوب بود )
اما بعدش که سال 88 شلوغ شد ( جبنش سبز )
افت تحصیلی پیدا کردم
یادمه مسئول امتحانات اومد سر امتحان سرم داد زد
که میگفت عکس خودت هست روی کارت ورود به جلسه؟
فکر کنم من رو با چشم زشت بینی نگاه میکرد ( دید زشت بینی )
نمیدونم من رو چه شکلی میدید!
شاید بخاطر این باشه که در عکس آرایش داشتم
اما دانشگاه می رفتم آرایش نمیکردم!
یادش بخیر دوران دانشجویی ،
امیدوارم دوباره بتونم دانشجو بشم
و سال آخر درسم رو تموم کنم خدابخواد