یکی گفت:”بابک زنجانی توی لینکدین چه فعالیتی داره بیا و ببین!”
دیدن حضور ب.ز. در لینکدین جالب بود. این مرد که تا پیش از افشاگریهای تیمی، نه اسمی ازش بود نه خبری، بعد از جَستن از طناب دار و پنهانکاری و سمبل شدن پروندهی فسادش، این بار علناً به میدان آمده و ملت را به تخمش گرفته.
پرسش این است چرا باید یک میلیاردر که فاسد بوده و فاسد هست و متصل، بخواهد در یک شبکهی تخصصی عرض اندام کند؟
×××
میگویند کسی که دیروز دزدی کرد، امروز بههمان چشم نگاهش نکن! شاید توبه کرده باشد. صدالبته که توبه دو قسم دارد: عدم تکرار آن کار، جبران کار کرده.
بابک هنوز از آب گلآلود تحریم ماهی میگیرد یعنی توبه نکرده. اما راهاندازی چندین استارتاپ مثلاً شغلآفرین در ظاهر تلاشی است برای شُستن چهرهی گذشتهاش و جبران فساد گذشته. اما در باطن این بازهم تکرار فساد است در قالبی دیگر.
من باور ندارم بابک زنجانی یک آدم تنها و سودجوست او یک مهرهی خیلی کارآمد است که هر وقت لازم باشد به بهترین شکل بازی داده میشود. او فقط خیلی خوب بازی میکند.
اگر مهندس لقب گرفته. لایقش هست. اما اکتور بودن یا بازیگر بودن بیشتر به او میآمد.
×××
حضورش در لینکدین هم شستشوی الکی است. لینکدین شاید پاسخ هزینهی روانی همکاری عدهای متخصص بیکار را با بابک زنجانی عادیسازی کند اما عمق سیاهی را او نمیتواند بشوید.
پرسش این است که او برخلاف بسیاری از سرمایهداران فاسد که بعد از چنین پروندههایی گریختند و یا سعی کردند پنهان باشند، چرا دارد برعکس عمل میکند؟ چرا میخواهد بیش از گذشته دیده میشود؟
این اگر تصمیم خودش باشد یک پیام دارد: من دیگر نمیخواهم فقط اجازه فعالیت داشته باشم؛ میخواهم به عنوان یک بازیگر رسمی شناخته شوم.
اما او نقش، بازی میکند و این تصمیم، تصمیم خودش نیست لااقل برای کارگردانش، چنین چیزی نیست بلکه دارد یک شبکهی اعتبار میسازد تا بازهم بتواند در آب گلآلود پولشویی کند.
از این زاویه، این سطح از اعتمادبهنفس عمومی، بهخصوص با آن سابقه، بعید است صرفاً از یک دگرگونی شخصی آمده باشد.
×××
من فکر نمیکنم داستان بابک زنجانی این باشد که: یک متهم و محکوم به فساد نفتی اقتصادی بود، زندان رفت، بعدش توبه کرد و پولها را پس داد و آزاد شد و حالا یک کارآفرین مستقل شده.
این روایت بیش از حد سادهسازی است.
برداشت من این است:
بابک زنجانی محصول یک نیاز ساختاری در اقتصاد تحریمی جمهوری اسلامی بود و هنوز هم هست. سپس به یک بحران تبدیل شد. اما شبکه، اطلاعات، ارتباطات و تواناییهایی که در آن سالها ایجاد کرده بود آنقدر ارزشمند بود که حذف کاملش لزوماً بهترین گزینه برای بخشی از ساختار قدرت نبود. و اکنون احتمالاً شاهد نسخه رسمیتر، رسانهایتر و سازمانیافتهتر همان ظرفیت هستیم.
×××
بهرحال خوب جایی برای نمایش انتخاب کرده؛ لینکدین! شبکهای که آدمهایش چیزی هستند که با چیزی که نمایش میدهند آسمان تا زمین فرق دارد. یعنی دقیقاً مصداق: LinkedIn vs Reality...
Soroushane.ir
دیدن حضور ب.ز. در لینکدین جالب بود. این مرد که تا پیش از افشاگریهای تیمی، نه اسمی ازش بود نه خبری، بعد از جَستن از طناب دار و پنهانکاری و سمبل شدن پروندهی فسادش، این بار علناً به میدان آمده و ملت را به تخمش گرفته.
پرسش این است چرا باید یک میلیاردر که فاسد بوده و فاسد هست و متصل، بخواهد در یک شبکهی تخصصی عرض اندام کند؟
×××
میگویند کسی که دیروز دزدی کرد، امروز بههمان چشم نگاهش نکن! شاید توبه کرده باشد. صدالبته که توبه دو قسم دارد: عدم تکرار آن کار، جبران کار کرده.
بابک هنوز از آب گلآلود تحریم ماهی میگیرد یعنی توبه نکرده. اما راهاندازی چندین استارتاپ مثلاً شغلآفرین در ظاهر تلاشی است برای شُستن چهرهی گذشتهاش و جبران فساد گذشته. اما در باطن این بازهم تکرار فساد است در قالبی دیگر.
من باور ندارم بابک زنجانی یک آدم تنها و سودجوست او یک مهرهی خیلی کارآمد است که هر وقت لازم باشد به بهترین شکل بازی داده میشود. او فقط خیلی خوب بازی میکند.
اگر مهندس لقب گرفته. لایقش هست. اما اکتور بودن یا بازیگر بودن بیشتر به او میآمد.
×××
حضورش در لینکدین هم شستشوی الکی است. لینکدین شاید پاسخ هزینهی روانی همکاری عدهای متخصص بیکار را با بابک زنجانی عادیسازی کند اما عمق سیاهی را او نمیتواند بشوید.
پرسش این است که او برخلاف بسیاری از سرمایهداران فاسد که بعد از چنین پروندههایی گریختند و یا سعی کردند پنهان باشند، چرا دارد برعکس عمل میکند؟ چرا میخواهد بیش از گذشته دیده میشود؟
این اگر تصمیم خودش باشد یک پیام دارد: من دیگر نمیخواهم فقط اجازه فعالیت داشته باشم؛ میخواهم به عنوان یک بازیگر رسمی شناخته شوم.
اما او نقش، بازی میکند و این تصمیم، تصمیم خودش نیست لااقل برای کارگردانش، چنین چیزی نیست بلکه دارد یک شبکهی اعتبار میسازد تا بازهم بتواند در آب گلآلود پولشویی کند.
از این زاویه، این سطح از اعتمادبهنفس عمومی، بهخصوص با آن سابقه، بعید است صرفاً از یک دگرگونی شخصی آمده باشد.
×××
من فکر نمیکنم داستان بابک زنجانی این باشد که: یک متهم و محکوم به فساد نفتی اقتصادی بود، زندان رفت، بعدش توبه کرد و پولها را پس داد و آزاد شد و حالا یک کارآفرین مستقل شده.
این روایت بیش از حد سادهسازی است.
برداشت من این است:
بابک زنجانی محصول یک نیاز ساختاری در اقتصاد تحریمی جمهوری اسلامی بود و هنوز هم هست. سپس به یک بحران تبدیل شد. اما شبکه، اطلاعات، ارتباطات و تواناییهایی که در آن سالها ایجاد کرده بود آنقدر ارزشمند بود که حذف کاملش لزوماً بهترین گزینه برای بخشی از ساختار قدرت نبود. و اکنون احتمالاً شاهد نسخه رسمیتر، رسانهایتر و سازمانیافتهتر همان ظرفیت هستیم.
×××
بهرحال خوب جایی برای نمایش انتخاب کرده؛ لینکدین! شبکهای که آدمهایش چیزی هستند که با چیزی که نمایش میدهند آسمان تا زمین فرق دارد. یعنی دقیقاً مصداق: LinkedIn vs Reality...
Soroushane.ir