هادی احمدی (سروش)

هادی احمدی (سروش)

نویسنده، شاعر و مدرس · ۴ سال پیش · بریده کتاب · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
کرکره!
گفتم:”آقا این کرکره‌ی مغازه رو تا ته میزدی بالا، سرم خورد بهش مغزم اومد توو دهنم!”
گفت:”ببخشین آخر شبه، داشتیم مغازه رو می‌بستیم”
گفتم:”اوه حواسم نبود دیروقته. حواسم به کرکره هم نبود. شما ببخشین لطفا یه بسته سیگار بدین.”
گفت:”این خدمت شما. به همکارم گفتم کرکره رو هم بده بالا تا دوباره سرتون نخوره بهش و راحت برید بیرون.”
گفتم:”ممنونم ولی دیگه نیازی به این کار نیست. سرم رو خم می‌کنم تا نخوره بهش و راحت برم بیرون!”
گفت:”نه خودتو اذیت نکن؛ آسوده‌خاطر تشریف ببرید.”
گفتم:”بهرحال چه کرکره رو بدی بالا چه نه، من خم میشم؛ دردی که توی سرم پیچید، محافظه‌کارم کرد!”
#گفتم_گفت
Soroushane.ir
بریده‌ای از کتاب: گفتم گفت چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۶