هادی احمدی (سروش)

هادی احمدی (سروش)

نویسنده، شاعر و مدرس · ۱ سال پیش · بریده کتاب · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
گا!
رفتی و از ما بریدی و بگا دادی مرا
آنقَدَر از من کشیدی و بگا دادی مرا
گاو و گاف و گام و گان ما تویی
اهلی دل‌ها رمیدی و بگا دادی مرا
من بدنبالت پریدم تا در آغوش آرَمَت
بی‌هوا یکجا پریدی و بگا دادی مرا
در گلستان گل کشیدن کار بس بیهوده‌ایست
گل کشیدی و ندیدی و بگا دادی مرا
سنگ‌فرش این خیابانم به زیر ابر تو
قطره‌قطره بس چکیدی و بگا دادی مرا
سر به زیرم، سر هوا؟ آخر چرا رفتم بگا؟
لنگ‌ها از هم دریدی و بگا دادی مرا
من گره‌ها می‌زدم بسیار کور از وصل تو
با دو دندانت جویدی و بگا دادی مرا
×××
گفتی آخر شاعری؟ لفظ قشنگی بازگو
کم بگو:” از من چه دیدی و بگا دادی مرا”
جای گا باید بگویی بر هوا دادی مرا
چون هوا بر ما وزیدی و بگا دادی مرا 🙂
Soroushane.ir
بریده‌ای از کتاب: دیوان اشعار سروش چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۸