هادی احمدی (سروش)

هادی احمدی (سروش)

نویسنده، شاعر و مدرس · ۱ سال پیش · بریده کتاب · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
نفرین!
هیچوقت اهل نفرین کردن کردن کسی نبودم، ولی تا دلت بخواهد فحش نثار کسی که مالی ازم برده یا رفته روی اعصابم کردم؛ اما نفرین نه.
سعی می‌کنم دیگران را از این کار بازدارم؛ انگار تکرار یک چیز بسیار بد برای دیگری، دل آدم را سیاه می‌کند.
بدخواستن برای دیگری شاید بد برایت بهمراه نیاورد ولی بد به دلت راه می‌دهد!
×××
بااینحال لفظ “هیچوقت” دروغ بود! نوجوان که بودم شعری مسمط را گفتم و نشستم به نفرین سرودن :):
“خنده‌ات تلخ شود شادی تو سوز و عزا / دیده‌ات کور و وجودت همه در رنج و بلا
شاخه‌ی سبز بهارت همه پاییز شود / کاسه‌ی عمر وجودت همه لبریز شود
آسمان و فلکِ ساز تو ویرانه شود / هر که را مونس خود کردی و دیوانه شود
گر تو دور از من و پس با کس دیگر باشی!
خانه‌ات پُر شود از سوز و غم تیره‌ی شب / دل بیمار تو سوزد همه‌شب در غم و تب
آرزویت همه بر باد فنا خواهد شد / همه نفرین مَنَت بر تو بلا خواهد شد
من در این غربت سنگی چو بسوزم که هنوز / باشد آندم تو به عمری که بسوزی همه روز
گر تو دور از من و پس با کس دیگر باشی!”
Soroushane.ir
بریده‌ای از کتاب: دیوان اشعار سروش چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۵