هادی احمدی (سروش)

هادی احمدی (سروش)

نویسنده، شاعر و مدرس · ۴ سال پیش · بریده کتاب · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
بساط کساد!
بساط کساد!
در گرمی بازار دل روزی مرا سرمایه بود
در قیمت دلدادگی چندین برابر مایه بود
تا آنکه در نزدیکی‌ام یاری بسـاط من شکست
فرسنگ‌ها دور از من و با آنکـه او همسایه بود
او را به شیــر روشنی، پرورده بودندش چو برف
گویی به کام سینـه‌ی هم مادر و هم دایه بود
برق نگاهش ســکه‌ای از گــنج در پنهان او
هر چند در ظاهر تنش خالی ز هـر پیرایه بود
رو می‌کنم در هرکجا، نقشی از او جا مانده است
اما نگو از آن حضور، باقی فقط یک سایه بود
از چشم من پنهان شد و تا آن بساطم شد کساد
یکباره از کف داده‌ام هر سود و هر سرمایه بود
تا کــی برای دیدنـــش بازار خود کــردی رها؟
گفتش سروش این کسب‌وکار از بیخ و بن بی‌پایه بود
Soroushane.ir
بریده‌ای از کتاب: دیوان اشعار سروش چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۱۱