هادی احمدی (سروش)

هادی احمدی (سروش)

نویسنده، شاعر و مدرس · ۱ هفته پیش · بریده کتاب · مدت مطالعه: ۳ دقیقه
ورود AI به مقعد!
اراجیف مقاومت‌کنندگان AI را نادیده بگیرید. سرعت رشد AI سرسام‌آور است. اگر محدویت‌های اخلاقی و قانونی نباشد تا همینجاش هم توی مقعدمان ورود کرده؛ فقط مانده از دهنمان بزند بیرون. فاتحه‌ی هر چیزی که توسط انسان انجام می‌شد را باید خواند.
قبلاً ناز ما به این بود که توانایی حل مسئله داریم. الان برخی می‌گویند توانایی طرح مسئله هم داشته باشی کافیست. اما با حضور AI این هم اهمیتی ندارد.
اگر کسی بعدش آمد و گفت، نگران نباش اگر توانایی طرح مسئله و توانایی حل مسئله نداری مهم نیست مهم این است که صورت‌بندی مسئله بلد باشی بُردی؛ این نیز چرند است؛ وقتی AI قادرست دهها مسئله را حل کند و طرح کند صورت‌بندی و الویت‌بندی‌اش هم کاری ندارد.
ممکن است برخی مدافعان بگویند در آنصورت: توانایی انسان باید این باشد تعیین کند کدام مسئله واقعی‌تر است؟ این هم چرت و پرتی بیش نیست چراکه این نیز توسط AI قابل طرح است.
حتی می‌تواند از دل مسئله یا مسائل صورتبندی شده، مسئله را عوض کند! و در یک چرخه‌ی تکراری بهینه‌سازی شده، بهترین را بیابد و اجرا کند. فوقش تو در نهایت دکمه OK را می‌زنی!
فعلاً ما می‌توانیم بگوییم مسئولیت داریم نسبت به خروجی AI اما این نیز بزودی رخت برخواهد بست.
×××
می‌ماند هدف.
اینکه خب ما آدم‌هاییم که هدف را مشخص می‌کنیم ربات انجام می‌دهد درست ولی خیلی اوقات ما توانایی درک هدف غایی را نداریم.. مثلاً واقعاً ته هدف یک نویسنده چیست؟ خالی کردن خودش؟ پول؟ فروش کتاب‌هایش، دریافت نوبل ادبیات؟ شهرت؟ دیده شدن؟ مخ جنس مخالفی را با نوشته ها زدن یا....؟ اما این نیز شاید تا ۲۰ سال آینده از انسان گرفته شود یعنی بهتر از خودت و بهتر از فریب دادن خودت بهت بگوید دردت این است... و حتی کاری کند قیدش را بزنی! :)
درنهایت در آینده‌ی نچندان دور، برای ما در برابر علم هوش مصنوعی و ربات، فقط یک برتری آگاهی خواهد ماند. شاید ۵۰ یا ۱۰۰ سال آینده. آگاهیی مملو از رنج و درد و شادی و زیست تجربه شده. اما این نیز دور از ذهن نیست که ذهن هوش مصنوعی دارای آگاهی شود شاید لگدی به بازوی مکانیکی‌اش وارد کنی تا ابد از تو خاطره‌ی بدی داشته باشد. شاید واقعاً دردش بگیرد؛ شاید شب تا صبح جلق بزند! و یا حتی از درد پوچی برود معتاد شود یا خودش را از قید آگاهی خلاص کند.
با اینحال من رابطه‌ی انسان امروز با هوش مصنوعی را مثل یک راننده و یک ماشین یهو از کار افتاده می‌بینیم که باید ماشین را بگذارد توی دنده‌ی ۲ و بعد خودش پیاده شود و هُلش دهد همین. مطمئنم ماشین که راه افتاد دیگر دست راننده هم بهش نمی‌رسد :)
×××
هرچه هست من هم می‌ترسم هم هیجان‌زده‌ام.
خیلی‌ها AI را با ماشین‌حساب بجای حساب دستی مقایسه می‌کنند ولی این احمقانه است. این ماشین‌حساب نیست که چندتا کار را سریعتر و خودکارتر انجام دهد بلکه ماشینی است که می‌تواند حسابت را برسد!
ولی راستش بعنوان یک نویسنده دارم زورهای آخرم را می‌زنم. تا بگویم آدمم و چیزی می‌نویسم از خودم و برای آدم‌ها.
باید معترف شوم فاتحه‌ی همه‌مان خوانده شده. فعلاً خوش باشیم با چیزهایی که دیگران ازش بی‌خبرند.
×××
من فقط روی این امید دارم و پیش‌بینی می‌کنم روزی نوشته‌های انسانی و هنرهای آدمی تبدیل می‌شوند به ارزش. یعنی هر چیز دست‌ساز و انسانی در آینده‌ی رباتیک و یا سایبورگی، آنقدر کمیاب خواهد شد که از کمیابی، ارزشمند می‌شود نه از کیفیت!
Soroushane.ir
بریده‌ای از کتاب: نوشتن تراپی
۳ ۴ ۰ ۱۱۳
rz
rz خواننده فولینک
۱ هفته پیش
وقتی خود حضرت ایلان ماسک ، هراسش را پنهان نمیکند..... بگذار یه چند روزی صدای هایده را عارف کنیم و قیافه رفیقمان را شامپانزه! من که میگویم هم الان هم تکینگی یا همان از حلق مان بیرون زدن شروع شده!
۱
هادی احمدی (سروش)
هادی احمدی (سروش) نویسنده، شاعر و مدرس
۱ هفته پیش
آره والا فعلا خوش باشیم. میترسم از حلقمان آنچنان بزند بیرون که حس کنیم این بینی دوم است که آویزان صورتمون شده :)
۱
سیما رهنما
سیما رهنما خواننده حرفه‌ای فولینک
۱ هفته پیش
وای چ ترسناک این کتاب انسان خداگونه هم یه چیزی مث اینو میگه
۱
هادی احمدی (سروش)
هادی احمدی (سروش) نویسنده، شاعر و مدرس
۱ هفته پیش
آره ترسناکه ولی جذاب هم هست
۰