هیچ کاری ندارد به هوش مصنوعی بگویی فلان متن را با سبک، لحن و سابقهی گفتگوها و آنچه از من بخاطر داری بنویس. مینویسد به بهترین شکل ممکن. بهتر از هر نویسندهای که تاکنون دیدهای...
حتی میتوانی بگویی چند غلط دستوری و املایی عامدانه هم بینداز توش؛ تا کسی پی نبرد خودت ننوشتی!
اما لامصب این متن، واقعاً متن تو نیست؛ حس اینکه واقعاً مال تو نیست دردناک است ولو اینکه بنام تو منتشر شده باشد!
بازهم اگر ۱۰۰٪ المانهای دلخواه تو در آن دخیل باشد، خیلی زود فراموشش میکنی حتی اگر بارها خوانده باشی. و اگر روزی برگردی دوباره بخوانیاش برایت تازگی دارد و غریب است؛ بدتر آنکه متنی تخصصی باشد چندان آن تخصص را در ذهن به ارث نمیبری.
و متن ادبی هم گویی هنوز ردپای یک غریبه در آن دیده میشود که حس مالکیتش را ازت میدزد.
×××
تا وقتی خودت ننوشته باشیش، در ذهنت حک نمیشود. عمیق یادش نگرفتهای. نفهمیدی چه اندیشیدهای و چه گفتهای؟
آنهنگام که چیزی را از فکر سیال، جامد میکنی و خودت مینویسی، گویی طعمی هم به آن افزودهای که برای هرکسی مزه نداشته باشد برای خودت مزهدار است! هرگز چنین متنی را فراموش نمیکنی. ولو اگر فقط یکی دوبار آنرا خوانده باشی.
همیشه مالک این نوشتهای؛ حتی اگر نوشته را پاره کرده و دور انداخته باشی!
بخاطر همین من توصیه میکنم متن تخصصی و بخصوص ادبی را حتی از AI کمک نگیر. چون میریند توی آن مزه! گند میزند به مالکیتت. تف میکند به یادآوریها و به بخاطرسپردنهات؛ به احساس آن لحظهات و به خیلی چیزها.
برای افزایش دایرهی لغات و معلوماتت از AI از کمک بگیر ولی درنهایت متن را مو به مو خودت بنگار. تا گیسوی بافتهشدهی خودت را داشته باشی نه کلاهگیس!
من نوشتنِ خودنویسی را هنوز حکاکی روی کتیبهها میبینم!
×××
آنچه که بعنوان انسان در این عصر تولید ماشینی محتوا ما را عمق میبخشد همین است.
آنگاه که برای خودت بنویسی برای همه نوشتی؛ اما اگر برای همه بخواهی بنویسی دچار فریبِ سرعت میشوی و خودت را از نوشته، حذف میکنی ولو اگر دیگران بگویند: واو!
کتیبهنویس باشد و حکاک کتیبهها، نه نویسندهای بر ساحل شنی!
Soroushane.ir
حتی میتوانی بگویی چند غلط دستوری و املایی عامدانه هم بینداز توش؛ تا کسی پی نبرد خودت ننوشتی!
اما لامصب این متن، واقعاً متن تو نیست؛ حس اینکه واقعاً مال تو نیست دردناک است ولو اینکه بنام تو منتشر شده باشد!
بازهم اگر ۱۰۰٪ المانهای دلخواه تو در آن دخیل باشد، خیلی زود فراموشش میکنی حتی اگر بارها خوانده باشی. و اگر روزی برگردی دوباره بخوانیاش برایت تازگی دارد و غریب است؛ بدتر آنکه متنی تخصصی باشد چندان آن تخصص را در ذهن به ارث نمیبری.
و متن ادبی هم گویی هنوز ردپای یک غریبه در آن دیده میشود که حس مالکیتش را ازت میدزد.
×××
تا وقتی خودت ننوشته باشیش، در ذهنت حک نمیشود. عمیق یادش نگرفتهای. نفهمیدی چه اندیشیدهای و چه گفتهای؟
آنهنگام که چیزی را از فکر سیال، جامد میکنی و خودت مینویسی، گویی طعمی هم به آن افزودهای که برای هرکسی مزه نداشته باشد برای خودت مزهدار است! هرگز چنین متنی را فراموش نمیکنی. ولو اگر فقط یکی دوبار آنرا خوانده باشی.
همیشه مالک این نوشتهای؛ حتی اگر نوشته را پاره کرده و دور انداخته باشی!
بخاطر همین من توصیه میکنم متن تخصصی و بخصوص ادبی را حتی از AI کمک نگیر. چون میریند توی آن مزه! گند میزند به مالکیتت. تف میکند به یادآوریها و به بخاطرسپردنهات؛ به احساس آن لحظهات و به خیلی چیزها.
برای افزایش دایرهی لغات و معلوماتت از AI از کمک بگیر ولی درنهایت متن را مو به مو خودت بنگار. تا گیسوی بافتهشدهی خودت را داشته باشی نه کلاهگیس!
من نوشتنِ خودنویسی را هنوز حکاکی روی کتیبهها میبینم!
×××
آنچه که بعنوان انسان در این عصر تولید ماشینی محتوا ما را عمق میبخشد همین است.
آنگاه که برای خودت بنویسی برای همه نوشتی؛ اما اگر برای همه بخواهی بنویسی دچار فریبِ سرعت میشوی و خودت را از نوشته، حذف میکنی ولو اگر دیگران بگویند: واو!
کتیبهنویس باشد و حکاک کتیبهها، نه نویسندهای بر ساحل شنی!
Soroushane.ir