سیما رهنما

سیما رهنما

خواننده حرفه‌ای فولینک · ۵ روز پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۳ دقیقه
سی صفحه سوم
چیزی که من از این بخش گرفتم اینه که هراری کم‌کم از آینده‌ انسان فاصله میگیره و میره سراغ این‌که اصلا انسان چطور تونسته اینقدر روی زمین مسلط بشه.🌍🧠
یعنی ما امروز جوری زندگی میکنیم که انگار زمین مال خودمونه و بقیه‌ موجودات فقط ی بخشی از محیط اطراف ما هستن؛ ولی همیشه اینطوری نبوده. یه زمانی انسان هم مثل بقیه‌ حیوانات، فقط یکی از موجودات روی زمین بوده و برای زنده موندن تلاش میکرده.
چیزی که برام جالب بود اینه که قدرت انسان فقط به خاطر زور بدنی یا سرعتش نبوده. ما نه از شیر قوی‌تریم، نه از اسب سریع‌تریم و نه خیلی از حیوانات حواس ضعیف‌تری دارن. ولی چیزی که باعث شده انسان اینقدر جلو بیفته، تتوانایی همکاری کردن در تعداد خیلی زیاده.
مثلا ی گروه کوچیک از حیوانات میتونن با هم همکاری کنن، ولی انسان میتونه هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر رو دور یه هدف، قانون، کشور، دین یا باور مشترک جمع کنه؛ حتا وقتی بیشتر این آدم‌ها همدیگه رو اصلا نمیشناسن.
این قسمت برای من خیلی جالب بود چون انگار میگه قدرت اصلی انسان فقط توی مغزش نیست؛ توی اینه که میتونه یه داستان مشترک بسازه و بقیه هم اون داستان رو باور کنن.
مثلا پول خودش فقط یه تیکه کاغذه یا یه عدد داخل حساب بانکی؛ ولی چون همه قبول داریم که ارزش داره، میتونیم باهاش خرید کنیم.
کشورها، شرکت‌ها، قوانین و خیلی از چیزایی که زندگیمون رو میچرخونن هم تا حد زیادی به همین باورهای مشترک وابسته‌ان.
یعنی انسان یه توانایی عجیب داره: میتونه چیزی رو که به شکل فیزیکی وجود نداره، اونقدر جدی باور کنه که بر اساسش جامعه بسازه، جنگ کنه، کار کنه یا حتی زندگیش رو تغییر بده. 🤯
یه بخش دیگه‌ای که توجهم رو جلب کرد رابطه‌ انسان با حیواناته. هراری یه جورایی نشون میده که پیشرفت بشر برای همه‌ی موجودات خبر خوبی نبوده. انسان تونسته تعداد زیادی از حیوانات رو اهلی کنه و ازشون برای غذا، حمل‌ونقل و کار استفاده کنه، ولی این موفقیت از دید خود اون حیوانات لزوما موفقیت محسوب نمیشه.
مثلا میگه:: ممکنه تعداد گاوها یا مرغ‌ها توی دنیا خیلی زیاد شده باشه، اما این به این معنی نیست که زندگی بهتری دارن. خیلی از اون‌ها فقط برای نیاز انسان پرورش داده میشن و کل زندگیشون تحت کنترل ماس.!!
اینجا یه چیزی برام جالب شد: ما معمولاا تاریخ رو فقط از زاویه‌ی انسان نگاه میکنیم. میگیم کشاورزی پیشرفت بود، صنعت پیشرفت بود، تکنولوژی پیشرفت بود؛ ولی کمتر میپرسیم این پیشرفت برای بقیه‌ی موجودات چه معنایی داشته.؟؟
در واقع هراری داره جای انسان رو توی طبیعت دوباره بررسی میکنه. 🌱
انگار میگه ما خودمون رو موجودی کاملا متفاوت و برتر از بقیه میدونیم، ولی از نظر زیستی هنوز یه حیوونیم؛ یه حیوان خیلی قدرتمند که تونسته کل اکوسیستم رو به نفع خودش تغییر بده..
و این قدرت یه مسئولیت بزرگ هم میاره. چون الان تصمیم‌های انسان فقط روی خودش اثر نمیذاره؛ روی حیوانات، جنگل‌ها، دریاها و تقریبا کل سیاره اثر میذاره.
برای من پیام مهم این قسمت این بود که انسان قبل از این‌که بخواد تبدیل به خدا بشه، باید ببینه با قدرتی که همین الان داره چه کار کرده.؟
ما تونستیم روی بخش بزرگی از طبیعت مسلط بشیم، ولی سؤال اینه که آیا واقعنی بلدیم این قدرت رو درست استفاده کنیم؟ 🤔
چون اگه انسان با قدرت فعلیش تونسته زندگی میلیون‌ها موجود رو تغییر بده، حالا تصور کن وقتی مهندسی ژنتیک، هوش مصنوعی و فناوری‌های خیلی پیشرفته‌تر هم دستش باشه، چه اتفاقی ممکنه بیفته.
من حس میکنم این بخش داره زمینه رو برای بحث اصلی کتاب آماده میکنه:
انسانی که تونسته دنیا رو تغییر بده، حالا میخواد خودش رو هم تغییر بده.
ولی قبلش باید بفهمیم چی باعث شده اصلاً به این جایگاه برسیم و چرا ما بین این همه موجود، اینقدر قدرت پیدا کردیم.
و سؤالی که آخرش برام باقی مونداینه: آیا چون انسان قدرتمندترین موجود زمین شده، حتمن حق داره هر کاری که میتونه انجام بده؟؟🤔⚖️
ارجاع به کتاب: Homo Deus
۱ ۰ ۰ ۳۸