--
❤️ از تحقیر تا فتح صحنههای جهان 💙
--
.
امروز تقریباً همه دنیا بیتیاس را میشناسد؛ هفت جوان کرهای که با موسیقی خود از مرزهای جغرافیایی، زبانی و فرهنگی عبور کردند و نام کره جنوبی را در فرهنگ پاپ جهانی پررنگتر کردند. استادیومهای بزرگ جهان را پر کردند، در صدر جدولهای موسیقی قرار گرفتند، میلیونها نسخه از آثارشان فروختند و به نخستین گروه کیپاپی تبدیل شدند که نامزدی جایزه گرمی را به دست آورد. BTS در مجموع پنج نامزدی گرمی داشته است.
.
اما این موفقیت عظیم از همان ابتدا قابل پیشبینی نبود.
.
❤️ سال 2010
در سالهای آغازین دهه ۲۰۱۰، BTS از یک شرکت کوچک به نام Big Hit Entertainment وارد صنعت موسیقی شد؛ شرکتی که در مقایسه با غولهای آن زمان کیپاپ، منابع بسیار محدودی داشت. حتی وضعیت مالی شرکت به اندازهای دشوار بود که احتمال کنار گذاشتن پروژههای کارآموزی به دلیل مشکلات مالی مطرح شده بود. سالها بعد، اعضای گروه خودشان از آن دوران بهعنوان دورهای سخت و پر از نگرانی یاد کردند.
.
زندگی هفت عضو نیز ساده نبود. آنها در دوران کارآموزی و سالهای نخست، فضای بسیار کوچکی را با یکدیگر تقسیم میکردند. اعضا بعدها تعریف کردند که همه در یک اتاق زندگی میکردند. جیهوپ صراحتاً گفت زندگی هفت نفر در یک اتاق بسیار سخت بوده است.
.
هرکدام از آن هفت نفر نیز داستان خودش را داشت.
.
💙آر ام (RM) ، رهبر گروه، باید در شرایطی نامطمئن مسئولیت هدایت گروهی را بر عهده میگرفت که هنوز هیچ تضمینی برای موفقیتش وجود نداشت. سالها بعد، او درباره مسیر غیرمنتظره BTS گفت که اگر قرار بود کتاب زندگی گروه با جملهای آغاز شود، شاید بهترین جمله این بود: «در زندگی، پیشبینیها همیشه درست از آب درنمیآیند.»
💙جین، بزرگترین عضو گروه، مسیر متفاوتی را طی کرد. او بعدها درباره بزرگترین عضو بودن و تغییر جایگاهش از کوچکترین فرزند خانواده به بزرگترین عضو یک گروه هفتنفره صحبت کرد؛ نقشی که با مسئولیتهای تازهای همراه بود.
💙شوگا نیز با دشواریهای اقتصادی و جسمی روبهرو شد. پیش از شهرت، برای تأمین هزینههای زندگی کار میکرد و بخشی از دوران جوانیاش را با فشار مالی پشت سر گذاشت. آسیب شانهای که در همان سالها ایجاد شد نیز بعدها به یکی از مشکلات مهم جسمی او تبدیل شد. مسیر او نشان میدهد فاصله میان یک کارآموز ناشناس تا ستارهای جهانی، همیشه آنقدر کوتاه و ساده نیست که از بیرون به نظر میرسد.
💙جیهوپ نیز بارها درباره سختیهای دوران کارآموزی صحبت کرده است. خودش گفته بود برای رسیدن به آرزویش مجبور شد چیزهای زیادی را کنار بگذارد و تحمل کند که دیگران بارها از او بپرسند چه زمانی قرار است بالاخره دبیو کند.
💙وی (V) نیز یکی از صادقانهترین خاطرات دوران کارآموزی را تعریف کرده است. زمانی که فشار زندگی کارآموزی برایش بیش از حد شد، با گریه با پدرش تماس گرفت و گفت میخواهد کنار بکشد. پدرش به او گفت اگر این مسیر برایش بیش از اندازه سخت است، میتواند آن را رها کند و راه دیگری پیدا کند. بعدها V فهمید همین واکنش پدرش چقدر برایش ارزشمند بوده است.
💙جیمین تنها مدت کوتاهی بهعنوان کارآموز فرصت داشت و فشار زیادی را برای رسیدن به استانداردهای گروه تحمل کرد. خودش تعریف کرده که مدتی ساعت چهار صبح میخوابید و ساعت شش صبح بیدار میشد. او میگفت در ابتدا نمیدانست دقیقاً چه کاری باید انجام دهد و دائماً احساس میکرد باید بیشتر تلاش کند.
💙جونگکوک، کوچکترین عضو، زمانی که برای نخستین بار به سئول آمد، از خانوادهاش دور شد و دلتنگ آنها بود. خودش بعدها گفت که گریه کرده و از مقایسه شدن با خوانندگان گروههای دیگر میترسیده است. اما همین ترس باعث شد تمرین آواز را جدیتر دنبال کند و تقریباً هرجا که میتوانست تمرین کند.
.
مشکلات فقط به زندگی شخصی اعضا محدود نمیشد.تحقیرها کم نبود. BTS از یک کمپانی کوچک آمده بود و در برابر گروههای بزرگِ شرکتهایی مثل SM، YG و JYP قرار داشت. خیلیها آنها را جدی نمیگرفتند و موفقیتشان را بعید میدانستند. سالنهایشان کوچک بود و بارها با مقایسه و تمسخر روبهرو شدند.
.
اما آنها ادامه دادند.
.
تمرین کردند، روی صحنه رفتند، آهنگ نوشتند، شکست خوردند و دوباره تلاش کردند. موسیقی BTS نیز بهتدریج به موضوعاتی نزدیک شد که برای نسل جوان قابل لمس بود: فشار اجتماعی، تنهایی، هویت، رویا، عشق به خود و مشکلاتی که بسیاری از جوانان با آن مواجه بودند. همین ارتباط مستقیم با مخاطبان، در کنار موسیقی، اجرا و فعالیت خلاقانه اعضا، به بخش مهمی از هویت گروه تبدیل شد.
.
چهار سال بعد، ورق کمکم برگشته بود.
اتاق کوچک و روزهای سخت، جای خود را به تورهای بزرگتر و توجه جهانی میداد. بیتیاس دیگر آن گروه گمنام شرکت کوچک نبود.
.
آن اتاق کوچک و روزهای سخت کارآموزی جای خود را به بزرگترین صحنههای جهان داد. بعد از هفت سال، گروهی که زمانی از یک شرکت کوچک و کمامکانات آمده بود، به یکی از شناختهشدهترین نامهای موسیقی جهان تبدیل شد. نام BTS در صدر جدولهای جهانی قرار گرفت، میلیونها طرفدار در کشورهای مختلف پیدا کرد و حتی چندین بار نامزد جایزه گرمی شد.
.
اما شاید جذابترین بخش داستان همین باشد: هیچکدام از آن هفت نفر در آغاز نمیدانستند پایان این مسیر کجاست.
.
آنها فقط میدانستند باید روز بعد دوباره تمرین کنند.
.
جهان امروز نور استیج، استادیومهای پر از تماشاگر و میلیونها طرفدار را میبیند؛ اما پشت این تصویر، سالهایی وجود دارد که خود اعضای گروه از آنها با سختی، ترس، دلتنگی و فشار یاد کردهاند.
.
بی تی اس از ابتدا قهرمانی شکستناپذیر نبود.
.
آنها هفت جوان بودند که نمیدانستند رؤیایشان به کجا میرسد؛ فقط در پایان هر روز، تصمیم گرفتند که با وجود تمام تردیدها، یک روز دیگر هم ادامه دهند.
.
✍️
Ninja Teacher Lee
忍者老师李 | Rěnzhě Lǎoshī Lǐ
❤️ از تحقیر تا فتح صحنههای جهان 💙
--
.
امروز تقریباً همه دنیا بیتیاس را میشناسد؛ هفت جوان کرهای که با موسیقی خود از مرزهای جغرافیایی، زبانی و فرهنگی عبور کردند و نام کره جنوبی را در فرهنگ پاپ جهانی پررنگتر کردند. استادیومهای بزرگ جهان را پر کردند، در صدر جدولهای موسیقی قرار گرفتند، میلیونها نسخه از آثارشان فروختند و به نخستین گروه کیپاپی تبدیل شدند که نامزدی جایزه گرمی را به دست آورد. BTS در مجموع پنج نامزدی گرمی داشته است.
.
اما این موفقیت عظیم از همان ابتدا قابل پیشبینی نبود.
.
❤️ سال 2010
در سالهای آغازین دهه ۲۰۱۰، BTS از یک شرکت کوچک به نام Big Hit Entertainment وارد صنعت موسیقی شد؛ شرکتی که در مقایسه با غولهای آن زمان کیپاپ، منابع بسیار محدودی داشت. حتی وضعیت مالی شرکت به اندازهای دشوار بود که احتمال کنار گذاشتن پروژههای کارآموزی به دلیل مشکلات مالی مطرح شده بود. سالها بعد، اعضای گروه خودشان از آن دوران بهعنوان دورهای سخت و پر از نگرانی یاد کردند.
.
زندگی هفت عضو نیز ساده نبود. آنها در دوران کارآموزی و سالهای نخست، فضای بسیار کوچکی را با یکدیگر تقسیم میکردند. اعضا بعدها تعریف کردند که همه در یک اتاق زندگی میکردند. جیهوپ صراحتاً گفت زندگی هفت نفر در یک اتاق بسیار سخت بوده است.
.
هرکدام از آن هفت نفر نیز داستان خودش را داشت.
.
💙آر ام (RM) ، رهبر گروه، باید در شرایطی نامطمئن مسئولیت هدایت گروهی را بر عهده میگرفت که هنوز هیچ تضمینی برای موفقیتش وجود نداشت. سالها بعد، او درباره مسیر غیرمنتظره BTS گفت که اگر قرار بود کتاب زندگی گروه با جملهای آغاز شود، شاید بهترین جمله این بود: «در زندگی، پیشبینیها همیشه درست از آب درنمیآیند.»
💙جین، بزرگترین عضو گروه، مسیر متفاوتی را طی کرد. او بعدها درباره بزرگترین عضو بودن و تغییر جایگاهش از کوچکترین فرزند خانواده به بزرگترین عضو یک گروه هفتنفره صحبت کرد؛ نقشی که با مسئولیتهای تازهای همراه بود.
💙شوگا نیز با دشواریهای اقتصادی و جسمی روبهرو شد. پیش از شهرت، برای تأمین هزینههای زندگی کار میکرد و بخشی از دوران جوانیاش را با فشار مالی پشت سر گذاشت. آسیب شانهای که در همان سالها ایجاد شد نیز بعدها به یکی از مشکلات مهم جسمی او تبدیل شد. مسیر او نشان میدهد فاصله میان یک کارآموز ناشناس تا ستارهای جهانی، همیشه آنقدر کوتاه و ساده نیست که از بیرون به نظر میرسد.
💙جیهوپ نیز بارها درباره سختیهای دوران کارآموزی صحبت کرده است. خودش گفته بود برای رسیدن به آرزویش مجبور شد چیزهای زیادی را کنار بگذارد و تحمل کند که دیگران بارها از او بپرسند چه زمانی قرار است بالاخره دبیو کند.
💙وی (V) نیز یکی از صادقانهترین خاطرات دوران کارآموزی را تعریف کرده است. زمانی که فشار زندگی کارآموزی برایش بیش از حد شد، با گریه با پدرش تماس گرفت و گفت میخواهد کنار بکشد. پدرش به او گفت اگر این مسیر برایش بیش از اندازه سخت است، میتواند آن را رها کند و راه دیگری پیدا کند. بعدها V فهمید همین واکنش پدرش چقدر برایش ارزشمند بوده است.
💙جیمین تنها مدت کوتاهی بهعنوان کارآموز فرصت داشت و فشار زیادی را برای رسیدن به استانداردهای گروه تحمل کرد. خودش تعریف کرده که مدتی ساعت چهار صبح میخوابید و ساعت شش صبح بیدار میشد. او میگفت در ابتدا نمیدانست دقیقاً چه کاری باید انجام دهد و دائماً احساس میکرد باید بیشتر تلاش کند.
💙جونگکوک، کوچکترین عضو، زمانی که برای نخستین بار به سئول آمد، از خانوادهاش دور شد و دلتنگ آنها بود. خودش بعدها گفت که گریه کرده و از مقایسه شدن با خوانندگان گروههای دیگر میترسیده است. اما همین ترس باعث شد تمرین آواز را جدیتر دنبال کند و تقریباً هرجا که میتوانست تمرین کند.
.
مشکلات فقط به زندگی شخصی اعضا محدود نمیشد.تحقیرها کم نبود. BTS از یک کمپانی کوچک آمده بود و در برابر گروههای بزرگِ شرکتهایی مثل SM، YG و JYP قرار داشت. خیلیها آنها را جدی نمیگرفتند و موفقیتشان را بعید میدانستند. سالنهایشان کوچک بود و بارها با مقایسه و تمسخر روبهرو شدند.
.
اما آنها ادامه دادند.
.
تمرین کردند، روی صحنه رفتند، آهنگ نوشتند، شکست خوردند و دوباره تلاش کردند. موسیقی BTS نیز بهتدریج به موضوعاتی نزدیک شد که برای نسل جوان قابل لمس بود: فشار اجتماعی، تنهایی، هویت، رویا، عشق به خود و مشکلاتی که بسیاری از جوانان با آن مواجه بودند. همین ارتباط مستقیم با مخاطبان، در کنار موسیقی، اجرا و فعالیت خلاقانه اعضا، به بخش مهمی از هویت گروه تبدیل شد.
.
چهار سال بعد، ورق کمکم برگشته بود.
اتاق کوچک و روزهای سخت، جای خود را به تورهای بزرگتر و توجه جهانی میداد. بیتیاس دیگر آن گروه گمنام شرکت کوچک نبود.
.
آن اتاق کوچک و روزهای سخت کارآموزی جای خود را به بزرگترین صحنههای جهان داد. بعد از هفت سال، گروهی که زمانی از یک شرکت کوچک و کمامکانات آمده بود، به یکی از شناختهشدهترین نامهای موسیقی جهان تبدیل شد. نام BTS در صدر جدولهای جهانی قرار گرفت، میلیونها طرفدار در کشورهای مختلف پیدا کرد و حتی چندین بار نامزد جایزه گرمی شد.
.
اما شاید جذابترین بخش داستان همین باشد: هیچکدام از آن هفت نفر در آغاز نمیدانستند پایان این مسیر کجاست.
.
آنها فقط میدانستند باید روز بعد دوباره تمرین کنند.
.
جهان امروز نور استیج، استادیومهای پر از تماشاگر و میلیونها طرفدار را میبیند؛ اما پشت این تصویر، سالهایی وجود دارد که خود اعضای گروه از آنها با سختی، ترس، دلتنگی و فشار یاد کردهاند.
.
بی تی اس از ابتدا قهرمانی شکستناپذیر نبود.
.
آنها هفت جوان بودند که نمیدانستند رؤیایشان به کجا میرسد؛ فقط در پایان هر روز، تصمیم گرفتند که با وجود تمام تردیدها، یک روز دیگر هم ادامه دهند.
.
✍️
Ninja Teacher Lee
忍者老师李 | Rěnzhě Lǎoshī Lǐ