زخمم زدی
با حرفهایت،
اما چه کنم...
حتی زخمِ زبانت
برای من بوی
دوستداشتن میدهد.
زخمِ زبان هم اگر
از لبان تو باشد،
درد نیست؛
دلتنگیست
با طعمِ عشق.
زخمِ زبانت،
کژدمیست سیاه و نحیف
که سالهاست
در شکافِ قلبم چمباتمهزده،
با دمی خمیده و نیشی که
انگار از شاخهٔ های درخت
دوزخ تراشیدهاند.
هر بار که دلم
هوای بوسیدنت را میکند،
هر بار که خیالِ لبانت
از کوچههای تاریکِ
خاطرم عبور میکند،
کژدم از خوابِ سنگینش
برمیخیزد؛
آهسته، چنان که گویی مرگ
در نوکِ پاهایش راه میرود،
آرام نیشش را بر
دیوارهی قلبم فرو میکند.
آنگاه زهر، از سیاهیِ رگهایم
بالا میخزد،
از حنجرهام میگذرد
و بر لبانم مینشیند؛
تلخ، غلیظ،، و تاریک تر
از هلالِ ماهی که بر پیشانیِ
یک شب پاییزی جا مانده باشد.
من اما هنوز خیالِ بوسهات
را بر لبانم در سر دارم،
و چه کابوسِ شیرینیست
اینکه هر بار به هوای لبانت
نفس میکشم،
زهرِ کژدمِ زبانت در دهانم
شکوفه میدهد.
انگار در این جهانِ وارونه،
عشق نه با بوسه، که
با نیش آغاز میشود؛
و تو تنها کسی هستی
که میتوانی با یک کلمه
مرا تا مرزِ بهشت ببری
و با همان کلمه
تمامِ شراب های بهشتی را
در رگهایم مسموم کنی.
#صدیقه_جُر
#ساحل
با حرفهایت،
اما چه کنم...
حتی زخمِ زبانت
برای من بوی
دوستداشتن میدهد.
زخمِ زبان هم اگر
از لبان تو باشد،
درد نیست؛
دلتنگیست
با طعمِ عشق.
زخمِ زبانت،
کژدمیست سیاه و نحیف
که سالهاست
در شکافِ قلبم چمباتمهزده،
با دمی خمیده و نیشی که
انگار از شاخهٔ های درخت
دوزخ تراشیدهاند.
هر بار که دلم
هوای بوسیدنت را میکند،
هر بار که خیالِ لبانت
از کوچههای تاریکِ
خاطرم عبور میکند،
کژدم از خوابِ سنگینش
برمیخیزد؛
آهسته، چنان که گویی مرگ
در نوکِ پاهایش راه میرود،
آرام نیشش را بر
دیوارهی قلبم فرو میکند.
آنگاه زهر، از سیاهیِ رگهایم
بالا میخزد،
از حنجرهام میگذرد
و بر لبانم مینشیند؛
تلخ، غلیظ،، و تاریک تر
از هلالِ ماهی که بر پیشانیِ
یک شب پاییزی جا مانده باشد.
من اما هنوز خیالِ بوسهات
را بر لبانم در سر دارم،
و چه کابوسِ شیرینیست
اینکه هر بار به هوای لبانت
نفس میکشم،
زهرِ کژدمِ زبانت در دهانم
شکوفه میدهد.
انگار در این جهانِ وارونه،
عشق نه با بوسه، که
با نیش آغاز میشود؛
و تو تنها کسی هستی
که میتوانی با یک کلمه
مرا تا مرزِ بهشت ببری
و با همان کلمه
تمامِ شراب های بهشتی را
در رگهایم مسموم کنی.
#صدیقه_جُر
#ساحل
چه تلخه که آدم هنوز دلش بوسیدنِ همون لبهایی رو بخواد که زخم زبانش رو خورده…