صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۳ روز پیش · تصویر · مدت مطالعه: ۲ دقیقه
نگاهی بیاور
«نگاهی بیاور»
سلامی به رویت، به خُلقِ نکویت
بیا و زِ بستانِ گل‌ها، گلابی بیاور
بیا ساقیِ جان، مِیِ ناب بیاور
که با خود بشوید غمم را، شرابی بیاور
شرابی که باشد ثوابی سراسر
ثوابی طلب کن، خطابی بیاور
اگر مستِ مستی، زِ مستی نظر کن
به مستی، نشانِ محرابی بیاور
چو محراب ببینی، سیمای عشقش
زِ سیمای دل، باز جوابی بیاور
جوابی که در وی نباشد سؤالی
سؤالی بگو، و انتخابی بیاور
نقابی زِ نور و حجابی زِ آتش
به آتش، نشانِ سحابی بیاور
سحابی که بارد زِ بارانِ رحمت
زِ رحمت به سویم، شتابی بیاور
شتابی که در وی سکونِ ابد هست
سکون را به رقصِ حبابی بیاور
حبابی که عکسِ رخت را نماید
چو رخ را نماید،به سویم کتابی بیاور
چو ساحل درافتاد به گردابِ مستی
زِ مستیِ چشمت، عقابی بیاور
عقابی که پرواز او تا خدا هست
زِ بالِ بلندش، شهابی بیاور
شهابی که از آسمانم گذر کرد
به خاک زمینم، مهتابی بیاور
بتاب ای سحر بر شبِ بی‌ستاره
زِ خورشیدِ رویت، نقابی بیاور
که من تشنه‌ام، تشنه‌ی دیدنِ تو
زِ دریای عشقت، سرابی بیاور
سرابی که خود عینِ آبِ حیات است
برای لبِ خشک، قطره‌آبی بیاور
مرا از خودم باز یک دم رها کن
برای دلِ خسته، خوابی بیاور
ولی خوابِ من، خوابِ دیدارگردد
زِ بیداریِ عشق، انقلابی بیاور
که گرساحل از غم روزی گذر کرد
برای سفر، توشه و انتخابی بیاور
که پایانِ این راه، آغازِ عشق است
بیا ساقیِ جان... حسابی بیاور
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۳ ۰ ۰ ۲۴