ای نگاهت نور، چه نوری، نور عرش کبریا
عشق تو جان و،چه جانی، بوده باشد بی وفا
ای رخت ماه، چه ماهی؟ ماه پنهان سما
چشم تو راه، چه راهی؟ راه پیدای خدا
زلف تو باد، چه بادی؟ باد رازآلود عشق
خنده ات شاد، چه شادی؟ شادی حال و هوا
قد تو سرو، چه سروی؟ سرو آزادیِ راه
عشق تو درد، چه دردی؟ درد پنهان جفا
ای لبت آب، چه آبی؟ آب جاری از یقین
عطر تو خواب، چه خوابی؟ خواب رویای تو را
زلف تو مار ، چه ماری؟ «ماری سر مستِ وفا
نام تو جار، چه جاری ؟ جاریِ عشق صفا
صدیقه جُر
عشق تو جان و،چه جانی، بوده باشد بی وفا
ای رخت ماه، چه ماهی؟ ماه پنهان سما
چشم تو راه، چه راهی؟ راه پیدای خدا
زلف تو باد، چه بادی؟ باد رازآلود عشق
خنده ات شاد، چه شادی؟ شادی حال و هوا
قد تو سرو، چه سروی؟ سرو آزادیِ راه
عشق تو درد، چه دردی؟ درد پنهان جفا
ای لبت آب، چه آبی؟ آب جاری از یقین
عطر تو خواب، چه خوابی؟ خواب رویای تو را
زلف تو مار ، چه ماری؟ «ماری سر مستِ وفا
نام تو جار، چه جاری ؟ جاریِ عشق صفا
صدیقه جُر
ماهی که از چهر تو آگاه نیست، ماه نیست!