گفت:”احمدی پاشو بگو ببینم، بَیضاء به فارسی میشه چی؟” گفتم:”آغا اجازه؟ به فارسی میشه بیضهها.” گفت:”خاک توسرت؛ این چیه میگی!؟ من کی همچین چیزی یادت دادم؟ نشنیدی ید بَ
شفافیت!
بریدهای از کتاب: گفتم گفت
چسباندهشده به شاخه
۰