گفت:”هی بچه گمشو از اینجا برو! با دُم شیر بازی نکن.” گفتم:”همون دُمی که به کون شیر وصله؟!” گفت:”حرف دهنتو بفهم، یه بلایی سرت میارم که…” گفتم:”که…!؟” گفت:”ببینة هیچ م
دُم شیر!
بریدهای از کتاب: گفتم گفت
چسباندهشده به شاخه
۰