گفت:”میدونی چقد دلم برات تنگ شده؟ امروز همش به یادت گریه کردم.” گفتم:”عزیزم، خُب میاومدی اینجا یه سر میزدی دلت هم باز میشد.” گفت:”آخه خیلی سرم شلوغه.” گفتم:”پس به
دلتنگی!
بریدهای از کتاب: گفتم گفت
چسباندهشده به شاخه
۰