روئینتن! انداخت اگر کشتی، بر ساحل من لنگر پهلو بگرفت آن تن در این تن افسونگر میرفت و ولی برگشت از شدت دلتنگی چون دید که تنهایم از غصهی عصیانگر با او که در این عشق
روئینتن!
۰
این کاربر نمایش اطلاعات تماس را محدود کرده است.