از روز ازل بدون جرمی بر روی سرم چه ها نوشتند این بخت سیه كه بر من افتاد از بخت همه جدا نوشتند ××× من مهرهی بیقراری مانم در صفحهی خالی از نوازش با هر حركت كه من بك
کیش و مات!
بریدهای از کتاب: دیوان اشعار سروش
چسباندهشده به شاخه
۰