هادی احمدی (سروش)

هادی احمدی (سروش)

نویسنده، شاعر و مدرس · ۳ هفته پیش · بریده کتاب · مدت مطالعه: ۳ دقیقه
بیهوده‌نویسی!
آزمایش نوشتن بدون سانسور روشی‌ بود که جیمز پنبیکر (James Pennebaker) سال‌ها روش کار کرد و نشان داد واقعاً اثرگذار است: البته بی‌پرده‌نویسی از او شروع نشده که به او ختم شود. اتفاقاً من آثار تاریخی و باستانیی مجمسه‌سازی و دیوارنگاره‌های که آلات جنسی و یا پوزیشن‌های سکسی و حتی فریاد و ترس‌هایی که آدمیان علاقمند به نوشتن یادگاری روی بدنه‌ی غارها می‌کشیدند را از نوع نوشتن بی‌سانسور می‌دانم.
×××
با این‌حال این پنبیکر عزیز با آزمایشاتش که خیلی هم خفن و شاق نبود نتایج جالبی کسب کرد؛ او عده‌ای موش آزمایشگاهی را گرد هم آورد (اشخاصی چون من) سپس گفت:"۲۰ تا ۳۰ دقیقه بنشین و درباره‌ی چیزی که اذیتت می‌کنه بنویس. فقط قانونش اینه: هیچ‌چیز رو سانسور نکن. حتی اگه زشت، تکراری، شرم‌آور یا احمقانه باشه. لازم نیست زیبا باشه. لازم نیست منطقی باشه. فقط باید صادق باشه. و بعد از نوشتن، لازم نیست دوباره بخونیش. گاهی همون لحظه‌ی نوشتن کافیه."
او از برآیند نوشتار این موش‌های انسانی فهمید که این کار کمک می‌کند احساسات پیچیده از حالت مبهم و سنگین خارج و شکل بگیرند. و وقتی چیزی شکل می‌گیرد، قدرت کنترل‌ناپذیرش کم خواهد شد. نتایجی که بدست آورد هم چشمگیر بود.
هرچه هست اگر این را نمی‌کرد هم کردنی بود. چراکه نوشتن برای جدا کردن خودت از درد است.
وقتی داری می‌نویسی، فاصله‌‌‌ی کوچک بین تو و آن چیزی که داری حس می‌کنی ایجاد می‌شود.
مثل اینکه داری به یک صحنه نگاه می‌کنی، نه اینکه کامل توش غرق باشی. این فاصله گاهی همان چیزی‌ست که لازم داری تا نفس بکشی.
×××
بسیاری از نوشتن‌ها را اگر کسشعر نخوانیم کسشعر است! یعنی بیهوده و بی‌هدف. اما همین کسشعرنویسی یعنی نوشتن تکراری و بی‌هدف؛ که خود گاهی جزو درمانی‌ترین متدهاست. این‌که هر روز صبح چند خط بنویس، حتی اگر همان حرف‌های دیروزت باشد. یا فقط بنویسی: امروز حس می‌کنم... و بعد هرچی آید خوش آید. یا لیست چیزهایی که نمی‌خواهی فراموش کنی، یا چیزهایی که خسته‌ای ازشان. همه‌ی این‌ها در ظاهر یکجور بیهوده‌نویسی است.
این نوع نوشتن بیشتر شبیه پیاده‌روی‌ست تا تولید اثر ادبی. حرکت مهم است، نه مقصد. اما یکی از قوی‌ترین روش‌هاست. حتی می‌توانی برای کسی نامه بنویسی که دیگه نمی‌توانی باهاش حرف بزنی (یا نمی‌خواهی). می‌توانی برایش بنویسی ازش خشمگینی، چه را از دست دادی، و چه چیزی را هنوز دوست داری. بعد نامه را نگه دار یا پاره کن. مهم نیست. خودِ نوشتنش کاری که باید را تمام می‌کند.
×××
اینها را گفتم که بگویم نوشتن‌درمانی وقتی خراب می‌شود که تبدیل شود به: باید خوب بنویسم؛ باید عین نویسنده بنویسم و باید عمیق باشد و باید چیزی ازش درآید تبدیل شود؛ در اینصورت نه‌تنها درمانگر نیست که ویرانگر هم می‌تواند باشد. چراکه درست همان موقع دوباره نوشتن می‌شود کار و فشار و استرس و تلاش برای خودنمایانی بجای خودنویسی.
درمانش وقتی‌ست که اجازه دهی کثیف، ناقص، تکراری و حتی بیهوده باشد.
×××
پس بدون مخاطب بنویس. مخاطب شاید باشد اما انتزاعی است یا نامرئی‌.
این یعنی وقت خودنویس باشی مهم است که جوهر پس‌ دهی!
بریده‌ای از کتاب: نوشتن تراپی
۱ ۱ ۰ ۱۱۰
سیما رهنما
سیما رهنما خواننده حرفه‌ای فولینک
۳ هفته پیش
قبول دارم شدید👏✍️
۱