چه کسی منبع الهام ما برای نوشتن است؟
بشخصه بیشتر مطالب طنزم از منبع مریم -همسرم- میآید و نه الهام! :) مابقی نیز از دیگران.
ما هر روز در شبکههای اجتماعی با هزاران آدم روبهرو میشویم، اما بیشترشان بهندرت میتوانند الهامبخش یک نوشتهی عمیق باشند؛ مگر آنکه بشناسیمشان، پیگیر زندگی و افکارشان باشیم و میان ما نوعی مراودهی مداوم، مجازی یا حضوری، شکل گرفته باشد. آدمهای مجازی شاید بهانهای برای چند سطر، یک واکنش یا نوشتهای سطحی به دستمان بدهند، اما کسانی که واقعاً با آنان زندگی میکنیم، به نوشتههایمان عمق میبخشند؛ خانواده، دوستان، اقوام، همکاران و حتی آدمهایی که هر روز بیآنکه به چشم بیایند، بخشی از تجربهی زیستهی ما را میسازند. الهام واقعی اغلب نه از دوردستها، بلکه از نزدیکترین آدمهای زندگیمان میآید؛ از کسانی که رنج، شادی، تناقض، سکوت و تغییرشان را با تمام وجود لمس کردهایم.
×××
هرچه هست آدمهای مجازی که تعامل زیادی با آنان نداریم منبع الهام نمیشوند یا اگر باشند سطحی است. چون عمق نوشتن از میزان مواجهه نمیآید، از میزان تجربه میآید. ما در شبکههای اجتماعی آدمهای زیادی را میبینیم، اما اغلب فقط تصویری کوتاه، انتخابشده و سطحی از آنان میشناسیم؛ نه گذشتهشان را، نه تناقضهایشان را و نه لحظههای واقعی زندگیشان را.
×××
اما دربارهی خانواده، دوستان، اقوام و همکاران و افراد مجازی پرتعامل، فقط اطلاعات یا ایده نداریم؛ با آنها خاطره، احساس، اختلاف، دلبستگی، رنج و تجربهی مشترک داریم. رفتارشان را در موقعیتهای گوناگون دیدهایم، تغییرشان را لمس کردهایم و گاهی خودمان نیز بخشی از قصهی آنها بودهایم. به همین دلیل، وقتی دربارهشان مینویسیم، نوشته فقط حاصل مشاهده نیست؛ بخشی از زندگی خود ما نیز وارد آن میشود.
×××
آدمهای مجازی معمولاً موضوعی برای نوشتن به ما میدهند، اما آدمهای نزدیک، زبان، احساس و لایههای پنهان نوشته را میسازند. البته اگر رابطهای مجازی طولانی، صادقانه و عمیق باشد، آن فرد هم دیگر صرفاً آدمی مجازی نیست؛ به بخشی از تجربهی زیسته و نازیستهی ما تبدیل میشود.
Soroushane.ir
بشخصه بیشتر مطالب طنزم از منبع مریم -همسرم- میآید و نه الهام! :) مابقی نیز از دیگران.
ما هر روز در شبکههای اجتماعی با هزاران آدم روبهرو میشویم، اما بیشترشان بهندرت میتوانند الهامبخش یک نوشتهی عمیق باشند؛ مگر آنکه بشناسیمشان، پیگیر زندگی و افکارشان باشیم و میان ما نوعی مراودهی مداوم، مجازی یا حضوری، شکل گرفته باشد. آدمهای مجازی شاید بهانهای برای چند سطر، یک واکنش یا نوشتهای سطحی به دستمان بدهند، اما کسانی که واقعاً با آنان زندگی میکنیم، به نوشتههایمان عمق میبخشند؛ خانواده، دوستان، اقوام، همکاران و حتی آدمهایی که هر روز بیآنکه به چشم بیایند، بخشی از تجربهی زیستهی ما را میسازند. الهام واقعی اغلب نه از دوردستها، بلکه از نزدیکترین آدمهای زندگیمان میآید؛ از کسانی که رنج، شادی، تناقض، سکوت و تغییرشان را با تمام وجود لمس کردهایم.
×××
هرچه هست آدمهای مجازی که تعامل زیادی با آنان نداریم منبع الهام نمیشوند یا اگر باشند سطحی است. چون عمق نوشتن از میزان مواجهه نمیآید، از میزان تجربه میآید. ما در شبکههای اجتماعی آدمهای زیادی را میبینیم، اما اغلب فقط تصویری کوتاه، انتخابشده و سطحی از آنان میشناسیم؛ نه گذشتهشان را، نه تناقضهایشان را و نه لحظههای واقعی زندگیشان را.
×××
اما دربارهی خانواده، دوستان، اقوام و همکاران و افراد مجازی پرتعامل، فقط اطلاعات یا ایده نداریم؛ با آنها خاطره، احساس، اختلاف، دلبستگی، رنج و تجربهی مشترک داریم. رفتارشان را در موقعیتهای گوناگون دیدهایم، تغییرشان را لمس کردهایم و گاهی خودمان نیز بخشی از قصهی آنها بودهایم. به همین دلیل، وقتی دربارهشان مینویسیم، نوشته فقط حاصل مشاهده نیست؛ بخشی از زندگی خود ما نیز وارد آن میشود.
×××
آدمهای مجازی معمولاً موضوعی برای نوشتن به ما میدهند، اما آدمهای نزدیک، زبان، احساس و لایههای پنهان نوشته را میسازند. البته اگر رابطهای مجازی طولانی، صادقانه و عمیق باشد، آن فرد هم دیگر صرفاً آدمی مجازی نیست؛ به بخشی از تجربهی زیسته و نازیستهی ما تبدیل میشود.
Soroushane.ir