نامم
عطری بود
روی پیراهنی غریبه
سوزن
از گوشتِ من گذشت
تا تنپوشِ زنی دیگر را
اندازه کند.
سالها
طوری راه رفتم
که گِل
به دامنِ سکوت نپاشد
با لبخندی
که به گوشهی لبم
سنجاق شده بود.
شب که رسید
آینه هم یادش نیامد
آن که
دستهایش را
در حوض میشست
که بود.
#مریم_نقی_پور_خانه_سر
عطری بود
روی پیراهنی غریبه
سوزن
از گوشتِ من گذشت
تا تنپوشِ زنی دیگر را
اندازه کند.
سالها
طوری راه رفتم
که گِل
به دامنِ سکوت نپاشد
با لبخندی
که به گوشهی لبم
سنجاق شده بود.
شب که رسید
آینه هم یادش نیامد
آن که
دستهایش را
در حوض میشست
که بود.
#مریم_نقی_پور_خانه_سر