صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · 2 weeks ago · Image · Reading time: 1 minutes
غوغا
غ ✍🏼وغا،
خواستم ازعشقِ تو غوغا کنم، اما نشد
سینه را از شوقِ تو شیدا کنم، اما نشد
خسته ام، بی نور چشمت اشک من دریا گرفت
اشکِ چشمم را به شب حاشا کنم، اما نشد
خواستم در خلوتِ دل، با تو رؤیا پرورم
آتشی از عشقِ تو پیدا کنم، اما نشد
در هوایت هرچه کردم، عشق پا بر جا نماند
بی‌تو خواستم مرگم تمنا کنم، اما نشد
نیستی، بعد تو دنیا سرد و بی‌جان و خموش
خواستم با یادِ تو نجوا کنم، اما نشد
عطرِ موهات هنوزم در هوایِ خانه هست
بی‌تو خواستم خواب را اغوا کنم، اما نشد
هرچه دیدم بعدِ تو، تکرارِ رویایی تهی‌ست
خواستم تا زندگی معنا کنم، اما نشد
مانده‌ام تنها میانِِ کوهِ درد و خاطرات
کلبه ی ویرانه‌ام احیا کنم، اما نشد
#صدیقه_جُر
Inspired by صدیقه جُر · @Sahel Connected branch
0 0 0 63
Show comments Newest Oldest Unanswered