صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۴ هفته پیش · تصویر · مدت مطالعه: ۲ دقیقه
خورجین دلتنگی
چکامه‌ای از برای خورجین دلتنگی
افسانه‌ای‌ست
در خورجینِ دلتنگی،
که قرن‌هاست
بر دوشِ شب راه می‌رود.
کافه‌ای خاموش،
زیرِ درختِ چنار،
در کنج شهری دور
قهوه چی هر روز با آه
مشتریان فال قهوه می گیرد
درخت چنار وسط قهوه خانه
تمامِ حافظهٔ شهر است؛
ریشه در خاک،
شاخه در آسمان،
و برگ‌هایش
پر از نام‌هایی
که زمان بلعیده است.
راهبه‌ای کور از جنگلی
آسفالت‌شده می‌گذرد؛
کتاب دعا در یک دست،
و سکوت در دست دیگر،
پشت سرش پرنده‌ای کور
به سمتِ آسمانی می‌رود
که دیگر راهِ پرواز
را به یاد نمی‌آورد.
جاده‌ای‌ پر از علف‌های گیاه‌خوار؛
سبزه‌ها کرم می‌خورند
و زمین آرام‌ آرام
خودش را می‌بلعد
آنجا، لاله‌هایی رقصان
با بادِ پاییزی می‌رقصند
میدان آزادی در مشتِ شب
چراغی‌ست که هنوز
تسلیم نشده است.
برج خلیفه
چون نیزه‌ای از سنگ
به پهلوی آسمان فرو رفته،
اما از آسمان هیچ نوری
به پنجره‌ های شکسته
نمی تابد
از شاخهٔ فراموشی،
طنابی آویزان است؛
نه برای فرود آمدن،
که برای یادآوریِ گره‌هایی
که روزگار بر گلوی
خاطره ها زده است.
قلاده‌ای از زنجیر
بر سنگفرش افتاده
و شهر. بی‌آنکه پرنده ای
در آن باشد، صدای بند
را از سلول های بسته می‌شنود.
کوررنگی بر چشمِ جهان
نشسته است؛
سرخ، آبی، سبز،
همه در غبارِ زمان
یک‌رنگ شده‌اند.
خفاش های پرنده
شب را وارونه می‌خوانند
و بر سقفِ تاریکی
حروفِ نادیده‌ای می‌نویسند.
کبوتری در کنجِ قفسی شکسته
نشسته است؛
در قفس باز است،
میله‌ها فرو ریخته‌اند،
اما پرنده سال‌هاست
آزادی را از روی عادت
فراموش کرده است.
و ناگهان
فریادی از سرِ سکوت
در لایه‌های خموشیِ زمان
آرام‌ آرام و بی صدا
هوا را نشخوار می‌کند؛
چنان که گویی قرن‌هاست
زمین حرفی در سینه دارد
ولی هنوز دهان باز نکرده
آرام‌آرام...
هوا را نشخوار می‌کنند
دیوارها، کوچه‌ها،چنارها،
و خاطره‌هایی
که کسی جرئت نکرد
نامشان را بلند صدا بزند.
من ایستاده‌ام
با خورجینی بر دوش،
پر از دلتنگی،پر از افسانه،
پر از قطارهایی که
هرگز به مقصد نرسیدند.
ولی در دوردست،ها
میدان آزادی هنوز روشن است.
لاله‌ها ایستاده می‌رقصند.
خفاش ها هنوز
شب را وارونه می‌خوانند.
و آن کبوتر
در قفسِ شکسته
بال‌هایش را باز کرده است؛
گویی جهان در واپسین
سطرِ تاریکی ناگهان به یاد آورده:
هیچ قفسی تا ابد
بسته نخواهد ماند،
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۸۶