صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۲ هفته پیش · تصویر · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
ترکش نگاهت
✍🏼ترکش نگاهت
دامنت را جمع می‌کنی،
حواسِ شعرم منفجر می‌شود
و هر کلمه مثل
پرنده‌ای هراسان
از قفسِ دهانم می‌گریزد
و روی تنم ترکش می‌شود.
موهایت را باز می‌کنی،
ناگهان جنگلِ شب
روی شانه‌هایت می‌ریزد
و آسمان از هجومِ گیسوانت
تار می‌شود.
موهایت
هزار مارِ سیاهِ مست‌اند
که از شانه‌هایت سرازیر می‌شوند
تا دورِ لبم حلقه بزنند
و راهِ فرارِ بوسه‌ها را
مین‌گذاری کنند.
تو که می‌خندی،
گل‌های باغ
بی‌اجازه شکوفه می‌کنند
و پرنده‌ها جهتِ پروازشان
را گم می‌کنند.
من در تو اسیر شده‌ام؛
اسیری داوطلب
که سال‌هاست
در اعتراض به زیبایی‌ات
دست به اعتصابِ کلمه زده است.
من می‌خواهم شعری بگویم
اما کلماتم
مثل ماهی‌های گرفتار
در تورِ نگاهت
بی‌صدا جان می‌دهند.
می‌دانم...
دیوانگی‌ست؛
اما اعتراف کن
مسئولِ تمامِ کشتارهای جمعیِ
شعر من تویی؛
تو،
که با یک نگاهت
جنگلی را به آتش می‌کشی
و با یک لبخندت
از خاکسترش
هزار بهار می‌رویانی.
هولوکاست
جایی جز دلم نیست؛
جایی که سال‌هاست
«دوستت دارم»ها
مثل پرنده‌های مهاجر
یکی‌یکی کوچ می‌کنند
و تو هر روز
بازگشتشان را
انکار می‌کنی...
#صدیقه_جُر
#ساحل
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۱ ۰ ۰ ۶۰