خیال وصل
شبی را با خیالِ روی تو، اختر نشان کردم
تمامِ آسمان را از غمِ خود داستان کردم
تو بودی گوهرِ جانم، چراغِ دیده و راهم
تو را مادر، فراتر از تمامِ این جهان کردم
اگر در کودکی افتادم از جورِ زمانه، باز
به لطفِ دستهای تو، دوباره قد کشان کردم
هزاران بار طوفان آمد و لرزید دستانم
ولی با مهرِ تو خود را زِ غمها در امان کردم
چو سروِ ناز در باغِ دلم بودی همیشه، آه
به نامِ عشقِ تو این زندگی را جاودان کردم
کجا جویم نشانت را، پس از رفتن ز این دنیا؟
که هر راهی که رفتم، یاد تو را همزبان کردم
تو رفتی و خزان آمد به باغِ آرزوهایم
ولی عطرِ دعایت را چراغِ آشیان کردم
اگر روزی فرو ریزد زِ شاخه برگِ عمر من
هنوز از عشقِ مادر، نام تو را بر زبان کردم
#صدیقه_جُر
نوشته در تاریخ 1382
شبی را با خیالِ روی تو، اختر نشان کردم
تمامِ آسمان را از غمِ خود داستان کردم
تو بودی گوهرِ جانم، چراغِ دیده و راهم
تو را مادر، فراتر از تمامِ این جهان کردم
اگر در کودکی افتادم از جورِ زمانه، باز
به لطفِ دستهای تو، دوباره قد کشان کردم
هزاران بار طوفان آمد و لرزید دستانم
ولی با مهرِ تو خود را زِ غمها در امان کردم
چو سروِ ناز در باغِ دلم بودی همیشه، آه
به نامِ عشقِ تو این زندگی را جاودان کردم
کجا جویم نشانت را، پس از رفتن ز این دنیا؟
که هر راهی که رفتم، یاد تو را همزبان کردم
تو رفتی و خزان آمد به باغِ آرزوهایم
ولی عطرِ دعایت را چراغِ آشیان کردم
اگر روزی فرو ریزد زِ شاخه برگِ عمر من
هنوز از عشقِ مادر، نام تو را بر زبان کردم
#صدیقه_جُر
نوشته در تاریخ 1382