صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۱ هفته پیش · تصویر · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
مهر آمد
پاییز رسید؛
تقویم ورق خورد،
من جا ماندم؛
تو نه.
باد، کوچه را ورق زد؛
آخرین صفحه سفید بود؛
مثل شماره‌ای
که هیچ‌وقت نگرفتم.
مهر آمد؛
زنگ خورد؛
نیمکت‌ها پر شدند؛
نامِ تو از فهرست خط خورده بود.
برگ افتاد؛
درخت خم نشد؛
بعضی رفتن‌ها
حتی سایه ندارند.
باران گرفت؛
شیشه تار شد؛
دلم را پاک کردم؛
جای تو بیشتر شد.
پاییز، جیب‌های باد را گشت؛
هیچ خبری نبود؛
فهمیدم
بعضی آدم‌ها
حتی خبرِ رفتنشان
را هم نمی‌دهند.
شب، ماه را خاموش کرد؛
صبح که رسید،
فقط تاریکی ماند؛
انگار آسمان هم
تو را پس گرفته بود.
درخت، آخرین برگش را بخشید؛
من آخرین امیدم را؛
فرقش این بود
برگ دوباره رویید.
مهر آمد؛
مدرسه باز شد؛
فقط یک درس مانده بود:
چطور کسی را فراموش کنیم
که هنوز تمامِ ماست؟
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel
۱ ۲ ۰ ۷۰