صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۱۵ ساعت پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
چمدان دفن شده
در گلویم
چمدانی دفن کرده‌ام؛
هر شب
دسته‌اش را می‌گیرد
و از میان حنجره‌ام
به سفری ناممکن می‌رود.
درونش
چند جاده‌ی بی‌مقصد،
یک مشت آرزوی آبستن،
و پیراهنی‌ست
که هنوز
بوی آمدنت را می‌دهد.
چمدان
هر صبح برمی‌گردد؛
خاک‌آلود،
بی‌مسافر،
و «نیامدنت» را
مثل سوغات
در گوشه قلبم می‌گذارد.
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۱ ۰ ۰ ۱۰