صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۶ روز پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
دلتنگی
امروز
دلتنگی
بوی گریه می‌دهد؛
و شعر
در گلویم
ناتمام مانده است.
قلبم
ته‌مانده‌ی شرابی‌ست
که بی‌تو
به تلخی رسیده.
زخم‌هایم را
با عطرِ خاطره می‌بندم،
در حسرتِ روزهایی
که هنوز
آفتابشان را
به یاد دارم.
به دریا،
به ترانه،
به تو
سلام می‌کنم؛
از بلندای عشق
به عمقِ رؤیا می‌افتم.
و دلتنگی‌ام
هر شب
یک جرعه غروب است؛
می‌نوشمش
و باز
دلم برای تو
طلوع می‌کند.
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۳۹