صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۱ هفته پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
غزل سرگردان
کوچهء سرد نگاهت غزلی ست سرگردان
غم هجران تو زخم و دُملی ست سرگردان
دلم افتاده به دامت شده ام بی طاقت
فکر بر خاطره ات چون جدلی ست سرگردان
رفتی و بعد تو بشکسته پرِ پروازم
رنگِ چشمان تو طعمِ عسلی ست سرگردان
من که بیدارم و شب پر شده از حس سکوت
رد پای تو همان نقش گِلی ست سرگردان
دیده ام حسرت دیدار تو را دارد و بس
شرحِ احوال تو ضرب المَثَلی ست سرگردان
به هوای تو نفس می کشم و می دانم
عقل سرگشته ی من چون گسلی ست سرگردان
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۳۴