صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۱ هفته پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
خنجر
چو خنجر می‌زند دشمن زخمش باوقار آید
خوشا غربت،آنجا، که نامش بی قرار آید
اگر سوزد غمِ غربت مغزِ استخوانت را
مشو نزدیک خویشانت،که رنج بیشمار آید
صداقت رخت بربسته، وفاداری سفر کرده
به‌جایش بر دل ریشم، هزاران نیشِ مار آید
مخور افسوسِ دوری را در این بازارِ بی‌مهری
که از زخمِ خنجر دشمن، صد مرهم به بار آید
بیا در کنجِ میخانه، دمی بنشین، تماشا کن
شود فارغ از اندوه هر کَس، سربه دار آید
درون خانه چون زخم زبان اقربا خوردیم
که دل اندر دیار غربت، و غم پایدار آید
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۴۳