صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۱ هفته پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
شب های بی فردا
من و شب‌های بی‌فردا
من و یک حسِ ناپیدا
دلم تنگه، هوا ابریه
چشام بارونیه اینجا
تو که رفتی، دلم تنگه
شبیه خونه‌ای تاریک
که توی هر اتاقِ اون
صدای گریه می پیچه
نشستم خیره بر عکست
کنارِ قابِ روی دیوار
تو لبخند می‌زنی اما
دلت از من شده بیزار
هنوزم عطرِ تو مونده
میونِ دستای سردم
مثلِ لبخند بعد از تو
رو لبهای سرد من
تو رفتی و پس از تو ماه
از این پنجره دل کنده
شب از چشمام نمی‌افته
دلم با خاطرت رفته
تو رفتی و هنوز این خونه
تو رو از هر طرف داره
یکی از قاب روی دیوار
یکی از یاد رویاهات
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۴۳