صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۶ روز پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
دلتنگی وقتی نیستی
وقتی که میگیرد دلم ،نام تو را نجوا کنم
تنها به یادت روز و شب قلب خودم احیا کنم
در روزگاران غریب در بین این دیوار و دَر
همچون کبوتر در قفس پرواز را معنا کنم
تنها به شوق دیدنت دل را هوایی میکنم
سودای رفتن میکنی هنگامه ای بر پا کنم
خالییست جای بودنت اندر حریم قلب من
این زخم ناسور کرده را با بغض اخفا کنم
این دل ندارد طاقتی از هجر رویت هر زمان
با اشک.حسرت دایما ،احساس،خود حاشا کنم
کم دارمت محبوب من در روز های
بی کـَسی
دور از نگاه گرم تو ،من رو به صحرا کنم
آن روزهای لعنتی ،آن خاطرات گم شده
آخر در این دنیای غم امروز را فردا کنم
هجران و اشک بیحساب ،تاب و توانم را گرفت
تا برنگردی پیش من فکر تو را رویا کنم
دل خسته هستم جان من ،ای کاش پیدایت شود
شبها به یاد خنده ات صدها غزل انشا کنم.!!!
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۳۷