تو دیگر نیستی و من
نامت را آهسته صدا زدم
باد صدایم را در کوچه های
خیالت برد،
ولی دیگر تو آنجا نبودی
پنجره نیمه باز بود
و پرده را لرزشی عجیب
گرفته بود
گویی صدای پایت را
او هم شنیده،
پرده کنار پنجره
همیشه می لرزد
ولی تو دیگر برنگشتی
دلم هنوز جای پاهایت
را بر روی سنگفرش،خیابان
دنبال می کند،
تو چقدر ساده و بی خبر
رفتی و من چقدر دل نگران
چشم انتظار م برگردی
تو کجای این جهانی
#صدیقه_جُر
#ساحل_تنها
نامت را آهسته صدا زدم
باد صدایم را در کوچه های
خیالت برد،
ولی دیگر تو آنجا نبودی
پنجره نیمه باز بود
و پرده را لرزشی عجیب
گرفته بود
گویی صدای پایت را
او هم شنیده،
پرده کنار پنجره
همیشه می لرزد
ولی تو دیگر برنگشتی
دلم هنوز جای پاهایت
را بر روی سنگفرش،خیابان
دنبال می کند،
تو چقدر ساده و بی خبر
رفتی و من چقدر دل نگران
چشم انتظار م برگردی
تو کجای این جهانی
#صدیقه_جُر
#ساحل_تنها