صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۳ روز پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
باران پاییزی
باران که می‌بارد،
پاییز،دست‌هایش را در جیب
پالتویش می‌گذارد
و آرام قدم می‌زند
میان کوچه‌های خیس
هر برگِ افتاده،شبیه دلی‌ست
که به نام تو می‌تپد
و هر قطره‌ی باران،
حرفی‌ست ناگفته از زبان من
که روی شیشه‌ها می‌لغزد.....
کاش این کوچه‌های بارانی
به تو ختم می‌شدند،
کاش سایه‌ات
از دل ماه بیرون می‌آمد
و میان این سرمای دلنشین،
گرمای نگاهت را
به جانم می‌پاشید....
پاییز و باران،
بی‌تو فقط منظره‌اند،
بیا که با حضور تو
بهترین عاشقانه‌ی
جهان می‌شوند...
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۱۸