صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۲ روز پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
مژه مژه، سوزن سوزن
مژه،مژه بـر هم بنه
مکر و جفای دگران را...
قدم‌قدم،آرام آرام
یواش‌یواش،
در تاریکی شب،
آهسته‌، آهسته بی‌خبر،
به پشت پرچین‌های
خیالت سفر کن؛
به دوردست‌های رؤیا،
به ژرفای دریای بی‌کران.
قایق، قایق، شکسته شکسته
سوزن‌ سوزن رفو کن
زخم‌،زخم ناسور را؛
نخِ تار از مژگان، عروس فصل
پودش از گیسوان سیاه شب.
وصله وصله زخم، زخم
مرهم، مرهم رفو کن
زخم، زخم، ناسور، ناسور
دُمل چرکین خونالود
قدیسه، به‌ظاهر انسان
این دُمل چرکین
دیگر از دو سه بخیه
و رفو گذشته است؛
نه مرهمی چاره‌ساز است
و نه دستی، مرهم‌گذار.
قدم‌ قدم آرام،بیصدا دور شو،
دورتر،دورتر و باز دورتر...
راه بیفت بگذر،
چشم، چشم بینا، د رنگ مکن؛
پیش از آنکه زخم‌های چرکین
تمام پیکرت را به بند کشند،
پیش از آن‌که شب
آخرین رشته‌های امیدت را
از هم بگسلد...
راه بیفت، بگذر؛
که بعضی زخم‌ها
نه با رفو و بخیه،
که با فاصله هم
التیام نمی‌یابند.
#صدیقه_جُر
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۱۵