صدیقه جُر

صدیقه جُر

شاعر در فولینک · ۲ روز پیش · فولیو · مدت مطالعه: ۱ دقیقه
عشق و مستی
عشق و مستی
می زنم بر لبِ تو بوسه و جان می گیرم
من در آغوش تو حس هَیَجان می‌گیرم
تا که دستان تو را دور تنم می‌بینم
از نفسهای تو من شیرهٔ جان می‌گیرم
بعد یک عمر به درگاه خدا نالیدم
گرمی دست تو را من ضربان می‌بینم
گر نباشی تو شبی اشک امانم ندهد
دور گردی زِ بـَرَم من خفقان می‌گیرم
در ره عشق تو سوزم همه شب
شمع رَه سوخته چو شعله فـَوَران می‌گیرم
تا که دریا باشی من به ساحل می‌رسم
با ترانه های تو من به اوج جهان می‌رسم
می‌زنم بر عود عشق آتش و با دودش
می‌نشیند بر دلم نقش تو همچون رویا
گر تو را لمس کنم تا به ابد خشنودم
باز هم بر دل من عشق تو چون نجواست
سبزه‌ زاران دلم با نگاهت زنده شده
چون ترانه‌ منی هر صدام از آنِ توست
هر نفس با دل من شعر تو را میخواند
تا که باشی با من دل دچار رویاست
#صدیقه_جُر
#ساحل_تنها
ایده گرفته از صدیقه جُر · @Sahel چسبانده‌شده به شاخه
۰ ۰ ۰ ۱۱