به تو از دور سلام
«به تو ای راحتِ جانم، به تو ای نور سلام»
به تو ای قبلهٔ دل، از دلِ رنجور سلام
شب اگر دور شدم باز، دلم پیشِ تو بود
به تو ای ماهِ شبِ تار، زِ رَه دور سلام
هر نفس نام تو آمد به لبم، ای همه عشق
به تو ای چشمهٔ امید ، دل پرشور سلام
تو اگر خنده کنی، غم ز دلم کوچ کند
شاه بیت غزلم ! از دلِ مسرور سلام
من اگر خسته شدم، یاد تو آرامم کرد
به کی باید سپُرم این دلِ مهجور ! سلام
(کوچهها بیتو برایم همگی خاطره اند)
به تو ای روشنی ماهِ شب افروز سلام
هر کجا نام تو آمد، دل من تازه شکفت
به تو ای عطرِ بهاری، به تو ای حور سلام
تو همان خاطرهای کز دل من پاک نشد
به تو ای مستیِ ناب! خوشهٔ انگور سلام
به تمنای رُخت دیدهء من خواب نرفت
به تو ای کعبهٔ دل ، قبلهٔ منظور سلام
من به امیدِ نگاهت نفسی تازه کنم
به تو ای مرغ سحر ، مرغک مسحور سلام
هرچه دارم ز تو دارم، همه را با تو خوشم
به تو ای جانِ جهانم، به تو مغرور سلام
تا نفس هست در این سینه، تو را یاد کنم
چو زلیخا شده ا م عاشقِ مشهور ، سلام
#صدیقه_جُر 📕
«به تو ای راحتِ جانم، به تو ای نور سلام»
به تو ای قبلهٔ دل، از دلِ رنجور سلام
شب اگر دور شدم باز، دلم پیشِ تو بود
به تو ای ماهِ شبِ تار، زِ رَه دور سلام
هر نفس نام تو آمد به لبم، ای همه عشق
به تو ای چشمهٔ امید ، دل پرشور سلام
تو اگر خنده کنی، غم ز دلم کوچ کند
شاه بیت غزلم ! از دلِ مسرور سلام
من اگر خسته شدم، یاد تو آرامم کرد
به کی باید سپُرم این دلِ مهجور ! سلام
(کوچهها بیتو برایم همگی خاطره اند)
به تو ای روشنی ماهِ شب افروز سلام
هر کجا نام تو آمد، دل من تازه شکفت
به تو ای عطرِ بهاری، به تو ای حور سلام
تو همان خاطرهای کز دل من پاک نشد
به تو ای مستیِ ناب! خوشهٔ انگور سلام
به تمنای رُخت دیدهء من خواب نرفت
به تو ای کعبهٔ دل ، قبلهٔ منظور سلام
من به امیدِ نگاهت نفسی تازه کنم
به تو ای مرغ سحر ، مرغک مسحور سلام
هرچه دارم ز تو دارم، همه را با تو خوشم
به تو ای جانِ جهانم، به تو مغرور سلام
تا نفس هست در این سینه، تو را یاد کنم
چو زلیخا شده ا م عاشقِ مشهور ، سلام
#صدیقه_جُر 📕