این کاربر نمایش اطلاعات تماس را محدود کرده است.
سنگینی این تاریکی بالاخره فرو میریزد چشم که باز کنیم زمین ناخنهای یخزدهاش را از تن جادهها کشیده است. آفت...
مصلوبان دانایی در فاصلهی تاریک میان دانستن و زیستن پناهگاههای کاغذی در اتاق کوچکی در کنگان جایی که پنجرهه...
سایهٔ کوهبر آب میافتد.در خنکیاشایستادهام.امروزجمعه استچیزی روی آب نمیماند،جز بوی خاکیکه زمان راکُند می...
سلام جناب احمدی .چه نگاه متفاوت و تأملبرانگیزی داشتید. بیشتر از خود ترس آینده، این سؤال در ذهنم ماند که اگر ر...